فرهنگ آریان‌پور

افتضاح

#۱۲٬۹۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

debacle

افتضاح، سقوط ناگهانى حکومت و غیره، سرنگونى

۲

eclat

روشنى خیره کننده، درخشش، افتضاح، سر و صدا زیاد

۳

infamy

رسوایى، بدنامى، افتضاح، سابقه بد، ننگ

۴

scandal

رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن واژه هاى شامل

۵

ignominy

بد نامى، رسوایى، افتضاح، خوارى، کار زشت

۶

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ foul عامیانه‌

۷

snafu

کج، ناتو، اشتباه، آشفته بودن، درهم و بر هم کردن

۸

chronic

دیرینه، مزمن، سخت، شدید، گرانرو

۹

fearful

ترسان، بیمناک، هراسناک

۱۰

devilish

شیطان صفت، بسیار بد، اهریمنى خودمانی‌

۱۱

dreadful

وحشتناک، بد

۱۲

horrible

مخوف، مهیب، سهمگین، رشت، ناگوار، موحش

۱۳

terrible

وحشتناک، وحشت آور، ترسناک، هولناک، بسیار بد، سهمناک

۱۴

villainous

پست، نالایق، فاسد، شریر، بدذات، خیلى بد