فرهنگ آریانپور
افتضاح
#۱۲٬۹۲۷
debacle
افتضاح، سقوط ناگهانى حکومت و غیره، سرنگونى
eclat
روشنى خیره کننده، درخشش، افتضاح، سر و صدا زیاد
infamy
رسوایى، بدنامى، افتضاح، سابقه بد، ننگ
scandal
رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن واژه هاى شامل
ignominy
بد نامى، رسوایى، افتضاح، خوارى، کار زشت
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ foul عامیانه
snafu
کج، ناتو، اشتباه، آشفته بودن، درهم و بر هم کردن
chronic
دیرینه، مزمن، سخت، شدید، گرانرو
fearful
ترسان، بیمناک، هراسناک
devilish
شیطان صفت، بسیار بد، اهریمنى خودمانی
dreadful
وحشتناک، بد
horrible
مخوف، مهیب، سهمگین، رشت، ناگوار، موحش
terrible
وحشتناک، وحشت آور، ترسناک، هولناک، بسیار بد، سهمناک
villainous
پست، نالایق، فاسد، شریر، بدذات، خیلى بد