فرهنگ آریانپور
شلیک کردن
#۱۲۹٬۲۰۰
sally
یورش، حمله، حرکت سریع، شلیک، یورش آوردن، شلیک کردن، حمله ور شدن، جواب سریع و زیرکانه
salvo
شلیک توپ براى اداى احترام، توپ سلام، اظهار احساسات شدید، شلیک کردن
volley
شلیک، تیرباران، شلیک به طور دسته جمعى، شلیک کردن، به صورت شلیک در کردن، رگبار
run up
بسرعت خرج و تلف کردن، شلیک کردن، رسیدن
plug
توپى، سوراخ گیره، در، سر، قاش، قاچ، دوشاخه کلید اتصال، سربطرى، توپى گذاشتن (در)، بستن، درچیزى را گرفتن، قاچ کردن، تیر زدن، برق وصل کردن، دو شاخه
fire
آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن
discharge
تخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بده