فرهنگ آریانپور
شلوغ کردن
#۱۲۹٬۱۷۷
jam
گیر کردن چپاندن، مربا، فشردگى، چپاندن، فرو کردن، گنجاندن (با زور و فشار)، متراکم کردن، شلوغ کردن، شلوغ کردن (با آمد و شد زیاد)، بستن، مسدود کردن، وضع بغرنج، پارازیت دادن
bustle
شلوغى، هایهو، جنبش، تقلا، کوشش، شلوغ کردن، تقلا یا کشمکش کردن
brattle
صداى پچ پچ و به هم خوردن بشقاب، شلوغ کردن، تاخت، چهار نعل، پچ پچ، تق تق
overset
واژگون ساختن، بر هم زدن، سرنگون کردن، زینت دادن، زیاد بار کردن، شلوغ کردن، واژگونى