فرهنگ آریانپور
شلوغ
#۱۲۹٬۱۶۹
olio
شلوغ، درهم و بر هم، مخلوط، چیز درهم ریخته
fraise
شلوغ، و لوله، چاپلوسى، چاپلوسى کردن، ریشخند کردن، گشادتر کردن سوراخ، اره مدور، نرده دار کردن، دهانه چیزى را گشادتر کردن
unquiet
شلوغ، پر سر و صدا
busy
مشغول، دست به کار، شلوغ، مشغول کردن، اشغال
noise
خش، اختلال، پارازیت، سر و صدا، صدا، شلوغ، قیل و قال، طنین، صدا راه انداختن، شایعه و تهمت
tumult
هنگامه، همهمه، غوغا، شلوغ، جنجال، آشوب، التهاب، اغتشاش کردن، جنجال راه انداختن
disorderly
بى نظم، بى ترتیب، نامنظم، مختل، شلوغ، ناامن
hullabaloo
غریو، هیاهو، خروش، همهمه، شلوغ، آشفتگى
tumultuous
پر همهمه، پر آشوب، شلوغ، به هم ریخته، بى نظم
chockablock
به هم متصل و پیوسته، شلوغ، کیپ
pall mall
چوگان مخصوص بازى پال مال، شلوغ
hubble bubble
غلیان، قلیان، شلوغ
cramped
چنگه، چنگوک، گرفتگى عضلات، انقباض ماهیچه در اثر کار زیاد، دردشکم، محدود کننده، حصار، سیخدار کردن، محدود کردن، درقید گذاشتن، جاتنگ کردن cramp
crowded
شلوق، پرچمعیت