فرهنگ آریان‌پور

شلوار کوتاه

#۱۲۹٬۱۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

breeks

شلوار کوتاه

۲

britches

شلوار کوتاه، شلوار، تنکه

۳

pantywaist

شلوار کوتاه بچگانه که به بالا تنه لباسش تکمه مى شود، شلوار کوتاه

۴

Bermuda shorts

شلوار کوتاه تا زیر زانو

۵

short

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن

۶

shorts

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن short

۷

galligaskins

نوعى جوراب یا پاپوش قرون 16 و 17، زنگار، ساق پوش، شلوار کوتاه، شورت