فرهنگ آریان‌پور

شلاق

#۱۲۹٬۰۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lash

شلاق، تسمه، تازیانه، ضربه، مژگان، شلاق خوردن

۲

knout

شلاق، تازیانه زدن

۳

horsewhip

شلاق، قمچى، شلاق زدن، تنبیه کردن

۴

whip

تازیانه، شلاق، حرکت تند و سریع و با ضربت، شلاق زدن، تازیانه زدن

۵

lambast

(lambaste =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن

۶

scourge

تازیانه، شلاق، بلا، وسیله تنبیه، غضب خداوند، گوشمالى، تازیانه زدن، تنبیه کردن

۷

lambaste

(lambast =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن

۸

flagellum

(م.ل.) شلاق، تازیانه، (گیاه شناسى) گیاه بالا رونده و پیچى (runner)، تاژک

۹

cowhide

چرم یا پوست گاو