فرهنگ آریان‌پور

شکوفا شدن

#۱۲۸٬۹۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

bloom

شکوفه، شکوفه کردن، گل دادنى، به کمال و زیبایى رسیدن

۲

flower

گل، شکوفه، درخت گل، (مجازى) سر، نخبه، گل کردن، شکوفه دادن، گلکارى کردن

۳

thrive

(past: thrived, throve ; past participle: thrived, thriven) ـ پیشرفت کردن، رونق یافتن، کامیاب شدن

۴

blossom

شکوفه، گل، میوه، گل دادن، داراى طراوت جوانى شدن

۵

burgeon

جوانه زدن، درآمدن، شروع به رشد کردن

۶

flourish

تزیینات نگارشى، جلوه، رشد کردن، نشو و نما کردن، پیشرفت کردن، زینت کارى کردن، شکفتن، برومند شدن، آباد شدن، گل کردن