فرهنگ آریانپور
شکوفا شدن
#۱۲۸٬۹۲۶
bloom
شکوفه، شکوفه کردن، گل دادنى، به کمال و زیبایى رسیدن
flower
گل، شکوفه، درخت گل، (مجازى) سر، نخبه، گل کردن، شکوفه دادن، گلکارى کردن
thrive
(past: thrived, throve ; past participle: thrived, thriven) ـ پیشرفت کردن، رونق یافتن، کامیاب شدن
blossom
شکوفه، گل، میوه، گل دادن، داراى طراوت جوانى شدن
burgeon
جوانه زدن، درآمدن، شروع به رشد کردن
flourish
تزیینات نگارشى، جلوه، رشد کردن، نشو و نما کردن، پیشرفت کردن، زینت کارى کردن، شکفتن، برومند شدن، آباد شدن، گل کردن