فرهنگ آریان‌پور

شکننده - درهم -

#۱۲۸٬۹۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

smiter

خرد کننده، درهم شکننده

۲

smasher

خرکننده، درهم شکننده

۳

break down

سقوط ناگهانى، درهم شکننده، فرو ریختن، درهم شکستن، از اثر انداختن، تجزیه کردن، طبقه بندى کردن، تقسیم بندى کردن