فرهنگ آریانپور
شکننده
#۱۲۸٬۹۰۵
brickle
شکننده، ترد، نامطمئن
fragile
شکننده، ترد، نازک، لطیف، زودشکن، ضعیف
frangible
شکننده، ترد
refringent
شکننده، منکسر کننده، منکسر شده
frail
نازک، سست، نحیف، شکننده، زودگذر، سست در برابر وسوسه شیطانى، گول خور، بى مایه
plucky
پردل، با شهامت، دلیر، ترد، شکننده
brittle
ترد، شکننده، بى دوام، زودشکن
friable
خرد شونده، ترد، شکننده
short
کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن