فرهنگ آریان‌پور

شکننده

#۱۲۸٬۹۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

brickle

شکننده، ترد، نامطمئن

۲

fragile

شکننده، ترد، نازک، لطیف، زودشکن، ضعیف

۳

frangible

شکننده، ترد

۴

refringent

شکننده، منکسر کننده، منکسر شده

۵

frail

نازک، سست، نحیف، شکننده، زودگذر، سست در برابر وسوسه شیطانى، گول خور، بى مایه

۶

plucky

پردل، با شهامت، دلیر، ترد، شکننده

۷

brittle

ترد، شکننده، بى دوام، زودشکن

۸

friable

خرد شونده، ترد، شکننده

۹

short

کوتاه، مختصر، قاصر، کوچک، باقى دار، کسردار، کمتر، غیر کافى، خلاصه، شلوار کوتاه، تنکه، یکمرتبه، بى مقدمه، پیش از وقت، ندرتاً، کوتاه کردن، (برق) اتصالى پیدا کردن