فرهنگ آریان‌پور

شکن - موج -

#۱۲۸٬۸۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

pier

ستون، جرز، اسکله، موج شکن، پایه پل، لنگرگاه

۲

pile

کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره

۳

bulwark

خاکریز، بارو، دیوار (ساحلى)، دیواره سد، موج شکن، (مجازى) پناه، سنگربندى، حامى

۴

foreshore

موج شکن، کنار دریا

۵

breakwater

موج شکن