فرهنگ آریانپور
افتاده - دور -
#۱۲٬۸۸۳
away
کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت
faraway
خیلى دور، دور افتاده، پرت، پریشان
outland
زمین هاى خارج از محوطه ملک، دور افتاده
recluse
دور افتاده، تنها، منزوى، گوشه نشین
outlying
دور افتاده، دور از مرکز
straggly
(به صورت نامرتب) پراکنده، آواره، متوارى، پرت، دور افتاده
unfrequented
بدون آمد و رفت، دور افتاده، تکرار نشدنى، غیر مکرر
far off
پرت، دور از، خیلى دور، دوردست، دور افتاده