فرهنگ آریان‌پور

شکم دادن

#۱۲۸٬۸۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

sag

خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن، صعیف شدن، شکم دادن

۲

belly

شکم، طبله، شکم دادن و باد کردن

۳

give

(past: gave ; past participle: given) ـ واگذار کردن، دادن (به)، بخشیدن، دهش، دادن، پرداخت کردن، اتفاق افتادن، فدا کردن، ارائه دادن، بمعرض نمایش گذاشتن، رساندن، تخصیص دادن، نسبت دادن به، بیان کردن، شرح دادن، افکندن، گریه کردن

۴

warp

تار (در مقابل پود)، ریسمان، پیچ و تاب، تاب دار کردن، منحرف کردن، تاب برداشتن

۵

bulge

برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن

۶

camber

خمیده کردن، منحنى کردن، قوز یا خمیدگى اندک، تحدب کم، تیر یا الوار خمیده و کج