فرهنگ آریان‌پور

شکل دار

#۱۲۸٬۶۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

figured

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر figure

۲

wrought

(past: wreaked, wrought ; past participle: wreaked, wrought) ـ (کینه یا خشم خود را) آشکار کردن، انتقام گرفتن