فرهنگ آریانپور
شکل دادن
#۱۲۸٬۵۹۲
tool
ابزار، آلت، شکل دادن، مجهز کردن، افزار، اسباب، آلت دست، داراى ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن
model
نمونه، مدل، مدل سازى، سرمشق، قالب، طرح، نقشه، طرح ریختن، ساختن، شکل دادن، مطابق مدل معینى در آوردن، نمونه قرار دادن
shape
شکل، صورت، قواره، ریخت، اندام، تجسم، شکل دادن به، سرشتن، شکل دادن
crystalize
(crystallize =) ـ متبلور کردن، متشکل کردن، شکل دادن
crystallize
(crystalize =) ـ متبلور کردن، متشکل کردن، شکل دادن
jell
لرزانک، منجمد کردن، دلمه شدن، سفت کردن، بستن، ماسیدن
mold
قارچ انگلى گیاهان، کپک قارچى، کپرک، کپرک زدن، قالب، کالبد، با قالب به شکل درآوردن