فرهنگ آریان‌پور

شکسته کردن - دل -

#۱۲۸٬۴۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

deject

پژمان کردن، افسردن، دل شکسته کردن پژمان، نژند، افسرده، محزون و مغموم