فرهنگ آریانپور
شکسته شده
#۱۲۸٬۴۸۷
raddled
شکسته شده، پوشیده شده، اشتباه شده
broken
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break
#۱۲۸٬۴۸۷
شکسته شده، پوشیده شده، اشتباه شده
(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى break