فرهنگ آریان‌پور

شکسته - قطعات -

#۱۲۸٬۴۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

shatter

خرد کردن، داغان کردن، شکستن، (در جمع) قطعات شکسته

۲

flinders

تراشه، خرده شیشه و امثال آن، قطعات شکسته