فرهنگ آریان‌پور

شکستن و به صورت قطعات ریز دراوردن

#۱۲۸٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

shard

خرده ریز، پاره سفال، صدف، سفال، کوزه شکسته، شکستن و به صورت قطعات ریز درآوردن