فرهنگ آریان‌پور

شکست غیر منتظره

#۱۲۸٬۴۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

upset

(past: upset ; past participle: upset) ـ واژگون کردن، برگرداندن، چپه کردن، آشفتن، آشفته کردن، مضطرب کردن، شکست غیر منتظره، واژگونى، نژند، ناراحت، آشفته