فرهنگ آریان‌پور

شکست‌ خورده

#۱۲۸٬۳۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

lost

(گذشته و اسم مفعول فعل lose) گمشده، از دست رفته، ضایع، زیان دیده، شکست خورده گمراه، منحرف، مفقود

۲

dud

نوعى پارچه پشمى، منفجر نشده، آدم مهمل، ترقه خراب، هر چیز خراب

۳

failure

واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت