فرهنگ آریانپور
شکست خوردن (2)
#۱۲۸٬۳۸۷
fold
تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن
fizzle
فش فش، زرزر، وزوز (صداى هیزم تر هنگام سوختن)، کوشش مذبوحانه، شکست، زه زدن