فرهنگ آریان‌پور

شکست

#۱۲۸٬۳۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

flunk

شکست، (زبان عامیانه، آمریکایى) شکست خوردن (در امتحانات)، چیدن، موجب شکست شدن

۲

defeat

شکست دادن، هزیمت، مغلوب ساختن، شکست، از شکل افتاده گى، بى قوارگى

۳

defeature

شکست، از شکل افتاده گى، بى قوارگى

۴

refraction

شکست، انکسار، تجزیه، انحراف، تخفیف

۵

break

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى

۶

fizzle

فش فش، زرزر، وزوز (صداى هیزم تر هنگام سوختن)، کوشش مذبوحانه، شکست، زه زدن

۷

plumper

پستان مصنوعى، فربه کننده، دروغ محض، دروغ صرف، سقوط، شکست

۸

reverse

وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن

۹

breakage

شکستنى، شکست

۱۰

fracture

شکستگى، انکسار، شکست، ترک، شکاف، شکستن، شکافتن، گسیختن، شکستگى (استخوان)

۱۱

unsuccess

(unsuccessful =) ـ شکست، عدم موفقیت، ناموفق

۱۲

defeasance

باطل سازى، ابطال، القاء، (حقوق) بطلان، شرط بطلان یا القاء، شکست

۱۳

deflection

انحناء، خم سازى، انحراف، پیچش، انکسار، شکست

۱۴

unsuccessful

(unsuccess =) ـ شکست، عدم موفقیت، ناموفق

۱۵

set back

مانع، شکست، تنزل، معکوس، پس زدن، عقب کشیدن

۱۶

licking

لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن lick