فرهنگ آریان‌پور

شکر پوش

#۱۲۸٬۳۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

iced

منجمد کردن، یخ بستن، منجمد شدن، شکر پوش کردن، یخ، سردى، خونسردى و بى اعتنایى ice

۲

glace

صاف، براق، نرم، پوشیده از شکر، لعابدار، ماده صاف و براق، دسر سردو یخ بسته، شربت سرد، بستنى