فرهنگ آریان‌پور

شکایت

#۱۲۸٬۳۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gripe

شکایت، شکوه کردن، نق نق زدن، گله کردن، گله، محکم گرفتن، با مشت گرفتن، آزردن، فهمیدن، گیر، گرفتن، چنگ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعى، قولنج

۲

complaint

شکایت، دادخواهى

۳

moan

ناله، زارى، شکایت، زارى کردن

۴

beef

گوشت گاو، پروارى کردن و ذبح کردن، شکوه و شکایت کردن، تقویت کردن

۵

murmur

زمزمه، سخن نرم، شکایت، شایعات، زمزمه کردن

۶

rumble

صداى ریز و سنگین درآوردن، غریدن، چیز پر سر و صدا، شکایت، چغلى، غرولند

۷

protest

اعتراض، پروتست، واخواست رسمى، شکایت، واخواست کردن، اعتراض کردن

۸

discontent

نارضایتى، ناخشنودى، گله، شکایت، ناخشنود کردن

۹

denunciation

بدگویى، عیبجویى، اتهام، شکایت، چغلى

۱۰

kick

لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى kick حقوق‌

۱۱

cause

سبب، علت، موجب، انگیزه، هدف، (حقوق) مرافعه، موضوع منازع فیه، نهضت، جنبش، سبب شدن، واداشتن، ایجاد کردن (غالباً بامصدر) ـ

۱۲

mutter

من من، غرغر، لند لند، سخن زیر لب، من من کردن، جویده سخن گفتن، غرغر کردن

۱۳

plaint

شکوه، زارى، تظلم

۱۴

grumble

ژکیدن، لندلند، غرغر کردن، گله کردن، ناله، گله

۱۵

prosecution

(prosecutor =) ـ تعقیب قانونى، پیگرد، پیگرد کننده، تعقیب کننده