فرهنگ آریان‌پور

شکاف دادن

#۱۲۸٬۲۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

chap

معامله کردن، انتخاب کردن، شکاف دادن، ترکاندن، خشکى زدن پوست، زدن، مشترى، مرد، جوانک، شکاف، ترک، فک

۲

shear

(past: sheared ; past participle: shorn, sheared) ـ چیدن مو، چیدن پشم گوسفند و غیره، بریدن، شکاف دادن، قیچى کردن، اسباب برش قیچى، ماشین برش

۳

slash

شکاف، ضربه سریع، چاک لباس، برش، چاک دادن، شکاف دادن، زخم زدن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادن، خیلى کم کردن، نشان ممیز

۴

incise

بریدن، کندن، چاک دادن، شکاف دادن، حجارى کردن

۵

snip

چیدن، زدن، قیچى کردن، پشم چیدن، بسرعت قاپیدن، کش رفتن، قطعه، برش، آدم احمق، ته سیگار، آدم کوچک یابى اهمیت