فرهنگ آریان‌پور

شکار کردن

#۱۲۸٬۱۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

hunt

شکار کردن، صید کردن، جستجو کردن در، تفحص کردن، شکار، جستجو، نخجیر

۲

chace

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۳

chase

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۴

gun

تفنگ، توپ، (ز.ع، آمریکایى) ششلول، تلمبه دستى، سرنگ آمپول زنى و امثال آن، تیر اندازى کردن

۵

prey

شکار، نخجیر، صید، طعمه، قربانى، دستخوش، صید کردن، دستخوش ساختن، طعمه کردن