فرهنگ آریان‌پور

شکار

#۱۲۸٬۱۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hunt

شکار کردن، صید کردن، جستجو کردن در، تفحص کردن، شکار، جستجو، نخجیر

۲

prey

شکار، نخجیر، صید، طعمه، قربانى، دستخوش، صید کردن، دستخوش ساختن، طعمه کردن

۳

hunting

شکار کردن، صید کردن، جستجو کردن در، تفحص کردن، شکار، جستجو، نخجیر hunt

۴

game

بازى، مسابقه، سرگرمى، شکار، جانور شکارى، یک دور بازى، (به صورت جمع) مسابقه هاى ورزشى، شوخى، دست انداختن، تفریح کردن، اهل حال، سرحال

۵

hank

کلاف، حلقه، قرقره، ماسوره، کلافه، نفوذ، تاثیر، قلاب، عادت، زشت، شکار، طعمه شکار، کلاف کردن

۶

chace

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۷

chase

تعقیب کردن، دنبال کردن، شکار کردن، وادار به فرار کردن، تعقیب، مسابقه، شکار

۸

ravin

(raven =) ـ صید، شکار، طعمه شکارى، چپاول

۹

quarry

لاشه شکار، شکار، صید، توده انباشته، شیشه الماسى چهارگوش، آشکار کردن، معدن سنگ

۱۰

victim

قربانى، طعمه، دستخوش، شکار، هدف، تلفات

۱۱

predatin

صید، شکار، غارت

۱۲

kill

کشتن، به قتل رساندن، ذبح کردن، ضایع کردن kill shoot