فرهنگ آریان‌پور

شق

#۱۲۸٬۰۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

alternative

شق، شق دیگر، پیشنهاد متناوب، چاره، متناوب، تناوبى، دیگر

۲

taut

سفت، شق، محکم کشیدن، کشیده، مات کردن، درهم پیچیدن، محکم بسته شده (مثل طناب دور یک بسته)

۳

prick

خراش سوزن، نقطه، زخم به قدر سرسوزن، جزء کوچک چیزى، هدف، منظور، نقطه نت موسیقى، چیز خراش دهنده (مثل نوک سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، آلت ذکور، راست، شق، خلیدن، با چیز نوک تیز فرو کردن، خراش دادن، با سیخونک به حرکت واداشتن، تحریک کردن، آزردن

۴

stiff

سفت، شق، سیخ، مستقیم، چوب شده، مغلق، سفت کردن، شق کردن

۵

erect

عمودى، قائم، راست، سیخ، راست کردن، شق شدن، افراشتن، برپا کردن، بنا کردن

۶

wooden

چوبى، از چوب ساخته شده، خشن، شق، راست، سیخ

۷

disjunct

منفصل، جدا شده، مجزا، (منطق) وجه تفکیک، شق

۸

inelastic

بدون قوه ارتجاعى، بدون کشش، ناجهنده، شق، سرکش، غیر قابل انعطاف، تغییر نا پذیر، سفت

۹

possibility

مکان، شق، امکان، احتمال، چیز ممکن

۱۰

half

(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص

۱۱

tall

بلند، قد بلند، بلند بالا، بلند قد، اغراق آمیز، گزاف، شاق، آدم یا چیز بلند قد

۱۲

clause

شرط، ماده، عهد، بند، جزء، قضیه، جزیى از جمله

۱۳

option

خیار فسخ، خیار، اختیار، آزادى، اظهار میل، انتخاب، خصیصه اختیارى option standup

۱۴

upright

قائم، راست، عمودى، درست، درستکار، نیکو کار، راد

۱۵

straight

راست، مستقیم، مستقیما، درست، رک، صریح، بى پرده، راحت، مرتب، عمودى، افقى، به طور سرراست