شق
#۱۲۸٬۰۶۹
alternative
شق، شق دیگر، پیشنهاد متناوب، چاره، متناوب، تناوبى، دیگر
taut
سفت، شق، محکم کشیدن، کشیده، مات کردن، درهم پیچیدن، محکم بسته شده (مثل طناب دور یک بسته)
prick
خراش سوزن، نقطه، زخم به قدر سرسوزن، جزء کوچک چیزى، هدف، منظور، نقطه نت موسیقى، چیز خراش دهنده (مثل نوک سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، آلت ذکور، راست، شق، خلیدن، با چیز نوک تیز فرو کردن، خراش دادن، با سیخونک به حرکت واداشتن، تحریک کردن، آزردن
stiff
سفت، شق، سیخ، مستقیم، چوب شده، مغلق، سفت کردن، شق کردن
erect
عمودى، قائم، راست، سیخ، راست کردن، شق شدن، افراشتن، برپا کردن، بنا کردن
wooden
چوبى، از چوب ساخته شده، خشن، شق، راست، سیخ
disjunct
منفصل، جدا شده، مجزا، (منطق) وجه تفکیک، شق
inelastic
بدون قوه ارتجاعى، بدون کشش، ناجهنده، شق، سرکش، غیر قابل انعطاف، تغییر نا پذیر، سفت
possibility
مکان، شق، امکان، احتمال، چیز ممکن
half
(sing.half) ـ نیمه ها، نصفها، سو، اطراف، شریکان، نواقص، به طور ناقص
tall
بلند، قد بلند، بلند بالا، بلند قد، اغراق آمیز، گزاف، شاق، آدم یا چیز بلند قد
clause
شرط، ماده، عهد، بند، جزء، قضیه، جزیى از جمله
option
خیار فسخ، خیار، اختیار، آزادى، اظهار میل، انتخاب، خصیصه اختیارى option standup
upright
قائم، راست، عمودى، درست، درستکار، نیکو کار، راد
straight
راست، مستقیم، مستقیما، درست، رک، صریح، بى پرده، راحت، مرتب، عمودى، افقى، به طور سرراست