فرهنگ آریانپور
شفاهی
#۱۲۸٬۰۲۹
oral
زبانى، شفاهى، دهانى، از راه دهان
verbal
زبانى، شفاهى، لفظى، فعلى، تحت اللفظى
unwritten
ننوشته، غیر مدون، غیرکتبى، شفاهى، به طور شفاهى
vocabular
واژگانى، مربوط به فرهنگ لغات زبان، مربوط به لغات یا فهرست آن، زبانى، شفاهى، لفظى
viva voce
زبانى، شفاهى، شفاها، امتحان شفاهى
vocal
صدا، صوتى، خواندنى، آوازى، ویژه خواندن، دهن دریده vocal wordofmouth
wordy
داراى اطناب، پرلغت، لغت دار
spoken
(past: spoke ; past participle: spoken) ـ درآییدن، سخن گفتن، حرف زدن، صحبت کردن، تکلم کردن، گفتگو کردن، سخنرانى کردن