فرهنگ آریان‌پور

شفاف شدن

#۱۲۸٬۰۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fluoresce

شفاف شدن، نور مهتابى پس دادن

۲

clear

واضح، شفاف، زدودن، ترخیص کردن آشکار، زلال، صاف، صریح روشن کردن، واضح کردن، توضیح دادن، صاف کردن، تبرئه کردن، فهماندن