فرهنگ آریانپور
شعور
#۱۲۷٬۹۵۷
limen
آستانه، (روان شناسى) کمترین تحریک عصبى که براى ایجاد احساس لازم است، آستانه احساس، شعور
sense
حس کردن، دریافتن، جهت، حواس پنجگانه، حس، احساس، هوش، شعور، معنى، مفاد، حس تشخیص، مفهوم، احساس کردن، پى بردن
reason
دلیل استدلال کردن، دلیل، سبب، علت، عقل، خرد، شعور، استدلال کردن، دلیل و برهان آوردن
mother wit
هوش، شعور، ادراک
wit
هوش، قوه تعقل، لطافت طبع، مزاح، بذله گویى، دانستن، آموختن
head
نوک، سر، کله، راس، عدد، ابتدا ى، انتها، دماغه، دهانه، رئیس، سالار، عنوان، موضوع، منتها درجه، موى سر، فهم، خط سر، فرق، سرصفحه، سرستون، سر درخت، اصلى، عمده، مهم سر گذاشتن به، داراى سر کردن، ریاست داشتن بر، رهبرى کردن، دربالا واقع شدن head ـ (58)
sanity
سلامت عقل، عقل سلیم، میانه روى
conscience
وجدان، ضمیر، ذمه، باطن، دل
consciousness
هوشیارى، آگاهى، خبر، حس آگاهى
common sense
عقل سلیم، قضاوت صحیح، حس عام