فرهنگ آریان‌پور

شعاع

#۱۲۷٬۷۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

ray

شعاع، پرتو، روشنایى، تشعشع، اشعه تابشى، برق زدن، درخشیدن، تشعشع داشتن، (جانور شناسى) ماهى چهار گوش عمق زى که از حلزون تغذیه مى کند

۲

radius

شعاع، شعاع دایره، زند زبرین، نصف قطر، برش دادن

۳

sting ray

شعاع، اشعه

۴

beam

شاهین ترازو، میله، شاهپر، تیر عمارت، نورافکندن، پرتو افکندن، پرتو، شعاع