فرهنگ آریان‌پور

افت‌ کردن

#۱۲٬۷۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ebb

جزر، فروکش، فرونشینى، (مجازى) زوال، فروکش کردن، افول کردن

۲

sag

خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن، صعیف شدن، شکم دادن

۳

drop

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده

۴

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۵

sink

(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن

۶

collapse

فرو ریختن، متلاشى شدن، دچار سقوط و اضمحلال شدن، غش کردن، آوار