فرهنگ آریان‌پور

شستشو کردن

#۱۲۷٬۶۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bathe

شستشو کردن، استحمام کردن، شستشو، آبتنى

۲

wash out

شستشو کردن، کثافات را پاک کردن، از پا درآوردن، از بین بردن، محو کردن، شستشو، ضرر، زیان، شکست، مردود

۳

tub

تغار چوبى، تغار رخت شویى، طشت، وان، حمام فرنگى، هر چیزى به شکل تغاهر، شستشو کردن، شسته شدن

۴

lave

ریختن، کشیدن، چکیدن، شستشو کردن پزشکی‌

۵

bath

شستشو، استحمام، شستشو کردن، آبتنى کردن، حمام گرفتن، گرمابه، حمام فرنگى، وان

۶

irrigate

آبیارى کردن، آب دادن (به)