فرهنگ آریان‌پور

شریک شدن

#۱۲۷٬۵۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

participate

شریک شدن، شرکت کردن، سهیم شدن، دخالت کردن

۲

pool

تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن

۳

partake

(past: partook ; past participle: partaken) ـ شرکت کردن، شریک شدن، بهره داشتن، قسمت بردن، خوردن، سهیم بودن در

۴

partook

(past: partook ; past participle: partaken) ـ شرکت کردن، شریک شدن، بهره داشتن، قسمت بردن، خوردن، سهیم بودن در

۵

associate

هم پیوند، همبسته، آمیزش کردن، معاشرت کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، دانشبهرى، شریک کردن، همدست، همقطار، عضو پیوسته، شریک، همسر، رفیق، وابسته، وابسته کردن