فرهنگ آریانپور
شریک شدن
#۱۲۷٬۵۶۶
participate
شریک شدن، شرکت کردن، سهیم شدن، دخالت کردن
pool
تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن
partake
(past: partook ; past participle: partaken) ـ شرکت کردن، شریک شدن، بهره داشتن، قسمت بردن، خوردن، سهیم بودن در
partook
(past: partook ; past participle: partaken) ـ شرکت کردن، شریک شدن، بهره داشتن، قسمت بردن، خوردن، سهیم بودن در
associate
هم پیوند، همبسته، آمیزش کردن، معاشرت کردن، همدم شدن، پیوستن، مربوط ساختن، دانشبهرى، شریک کردن، همدست، همقطار، عضو پیوسته، شریک، همسر، رفیق، وابسته، وابسته کردن