فرهنگ آریان‌پور

شریدن

#۱۲۷٬۵۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

flow

گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن

۲

pour

ریزش، پاشیدن، تراوش به وسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزى، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، ریختن، روان ساختن، افشاندن، جارى شدن، باریدن

۳

gurgle

غرغره، شرشر، غرغره کردن، جوشیدن، شرشر کردن

۴

cascade

آبشار، آبشارى، آبشیب، آبشار کوچک، به شکل آبشار ریختن