فرهنگ آریانپور
شریدن
#۱۲۷٬۵۳۹
flow
گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن
pour
ریزش، پاشیدن، تراوش به وسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزى، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، ریختن، روان ساختن، افشاندن، جارى شدن، باریدن
gurgle
غرغره، شرشر، غرغره کردن، جوشیدن، شرشر کردن
cascade
آبشار، آبشارى، آبشیب، آبشار کوچک، به شکل آبشار ریختن