فرهنگ آریان‌پور

افت

#۱۲٬۷۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

drop

افت، سقوط، ژیگ، قطره، چکه، نقل، آب نبات، از قلم انداختن، افتادن، چکیدن، رها کردن، انداختن، قطع مراوده

۲

plague

آفت، بلا، سرایت مرض، طاعون، بستوه آوردن، آزار رساندن، دچار طاعون کردن

۳

downfall

افت، سقوط، زوال، انحطاط، ریزش، بارش

۴

pest

طاعون، بلا، آفت، مایه آزار و آسیب

۵

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۶

deuce

دوکور (در تخته نرد)، دوخال، دولو، بلا، آفت، شیطان، جن، بد شانسى

۷

slump

زمین باتلاقى، کاهش فعالیت، رکود، دوره رخوت، افت، ریزش، یکباره پایین آمدن یا افتادن، یکباره فرو ریختن، سقوط کردن، خمیده شدن

۸

blight

باد زدگى یا زنگ زدگى، زنگار، آفت، پژمردن

۹

slippage

سرش، افت، لغزش، میزان لغزش یا کم و زیادى چیزى از حد عادى آن، سرک

۱۰

pestilence

بیمارى طاعون، ناخوشى همه جاگیر، آفت

۱۱

ebb

جزر، فروکش، فرونشینى، (مجازى) زوال، فروکش کردن، افول کردن

۱۲

curse

نفرین، دشنام، لعنت، بلا، مصیبت، نفرین کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن

۱۳

scourge

تازیانه، شلاق، بلا، وسیله تنبیه، غضب خداوند، گوشمالى، تازیانه زدن، تنبیه کردن

۱۴

falloff

تمایل داشتن، متوجه بودن، منحرف شدن، انحراف، نزول

۱۵

comedown

نزول کردن، پایین رفتن، تنزل رتبه و مقام dropoff

۱۶

anticlimax

پاداوج، بیان قهقرایى (مثل " زنم مرد، مالم را بردند و سگم هم گم شد ")، بیانى که هر چه پیش مى رود اهمیتش کمتر مى شود، بیان قهقرایى نمودن