فرهنگ آریانپور
شروع کردن
#۱۲۷٬۵۰۹
tee off
شروع کردن، آغاز کردن
begin
(past: began ; past participle: begun) ـ آغاز کردن، آغاز نهادن، شروع کردن، آغاز شدن
start
شروع، آغاز، آغازیدن، دایر کردن، عازم شدن، شروع کردن، عزیمت کردن، از جا پریدن، رم کردن، مبداء، مقدمه، ابتدا، فرصت، فرجه
embark
در کشتى سوار کردن، در کشتى گذاشتن، عازم شدن، شروع کردن
launch
به آب انداختن کشتى، انداختن، پرت کردن، روانه کردن، مامور کردن، شروع کردن، اقدام کردن
streek
دراز کردن، گستردن، شروع کردن
commence
آغاز کردن، شروع کردن
set in
بسته شدن (شیر و غیره)، شروع کردن