فرهنگ آریان‌پور

شرور

#۱۲۷٬۴۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۲

mean

(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین

۳

outlaw

یاغى، متمرد، قانون شکن، چموش، یاغى شمردن، غیرقانونى اعلام کردن، ممنوع ساختن

۴

baleful

محنت بار، مصیبت بار، غم انگیز

۵

villain

ناکس، آدم پست، تبه کار، شریر، بدذات، پست

۶

hooligan

(زبان عامیانه، انگلیسى) جوان اوباش صفت، ولگرد

۷

iniquitous

تبه کار، شریر، نابکار، غیر عادلانه، ناحق

۸

mischievous

بدسگال، موذى، شیطان، بدجنس