فرهنگ آریانپور
شرور
#۱۲۷٬۴۸۳
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
mean
(past: meant ; past participle: meant) ـ میانه، متوسط، وسطى، واقع دروسط، حد وسط، میانه روى، اعتدال، منابع درآمد، عایدى، پست فطرت، بدجنس، آب زیرکاه، قصد داشتن، مقصود داشتن، هدف داشتن، معنى و مفهوم خاصى داشتن، معنى دادن، میانگین
outlaw
یاغى، متمرد، قانون شکن، چموش، یاغى شمردن، غیرقانونى اعلام کردن، ممنوع ساختن
baleful
محنت بار، مصیبت بار، غم انگیز
villain
ناکس، آدم پست، تبه کار، شریر، بدذات، پست
hooligan
(زبان عامیانه، انگلیسى) جوان اوباش صفت، ولگرد
iniquitous
تبه کار، شریر، نابکار، غیر عادلانه، ناحق
mischievous
بدسگال، موذى، شیطان، بدجنس