فرهنگ آریان‌پور

شرم - بی -

#۱۲۷٬۴۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

brash

عجول و بى پروا، متهور، گستاخ، بى حیا، بى شرم

۲

brassy

برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج

۳

brazen

برنجى، (مجازى) بى شرم، بى باک، بى پروایى نشان دادن، گستاخى کردن

۴

immodest

بى شرم، پر رو، بى عفت، گستاخ، جسور، نا نجیب

۵

malapert

بى شرم، گستاخ، جسور

۶

barefaced

بى شرم، گستاخ، پررو، روباز

۷

blushless

بى شرم

۸

unabashed

بى شرم، گستاخ

۹

brazen faced

بى شرم، پررو