فرهنگ آریانپور
شرم - بی -
#۱۲۷٬۴۵۰
brash
عجول و بى پروا، متهور، گستاخ، بى حیا، بى شرم
brassy
برنج مانند، برنجین، (مجازى) بى شرم، پررو، نابخرد، بى تدبیر، پست، فرومایه، بدل، قلب، به رنگ برنج
brazen
برنجى، (مجازى) بى شرم، بى باک، بى پروایى نشان دادن، گستاخى کردن
immodest
بى شرم، پر رو، بى عفت، گستاخ، جسور، نا نجیب
malapert
بى شرم، گستاخ، جسور
barefaced
بى شرم، گستاخ، پررو، روباز
blushless
بى شرم
unabashed
بى شرم، گستاخ
brazen faced
بى شرم، پررو