فرهنگ آریان‌پور

شرکتی

#۱۲۷٬۴۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

participatory

شرکتى، مشارکتى

۲

joint

محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک

۳

corporative

وابسته به شخصیت حقوقى، شرکتى

۴

corporate

یکى شده، داراى شخصیت حقوقى، به صورت شرکت درآمده