فرهنگ آریان‌پور

شرکت‌ کننده

#۱۲۷٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

participant

شرکت کننده، شریک، انباز، سهیم، همراه partaker participator

۲

entry

ثبت، فقره، قلم، دخول، مدخل، ادخال، ورود، راه، راهرو، ثبت در دفتر، چیز ثبت شده یا وارد شده

۳

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن