فرهنگ آریان‌پور

شرکت

#۱۲۷٬۳۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

firm

شرکت، تجارتخانه، کارخانه، موسسه بازرگانى، استوار، محکم، ثابت، پابرجا، راسخ، سفت کردن، استوار کردن

۲

company

شرکت، جمعیت، انجمن، شرکت (مخفف آن co مى باشد)، گروه، دسته، هیئت بازیگران، گروهان، همراه کسى رفتن، مصاحبت کردن با

۳

association

شرکت، انجمن، معاشرت، اتحاد، پیوستگى، تداعى معانى، تجمع، آمیزش، وابستگى، وابسته سازى

۴

corporation

شرکت، گروهى از مردم (شرکت یا بنگاه) که داراى شخصیت حقوقى باشند، بنگاه

۵

hand

دست، عقربه، دسته، دستخط، خط، شرکت، دخالت، کمک، طرف، پهلو، پیمان دادن، کمک کردن، با دست کارى را انجام دادن یک وجب

۶

unity

یگانگى، پیوستگى، وحدت، شرکت، اشتراک، شماره یک، واحد

۷

cahoot

همدم، شرکت، تبانى

۸

consortium

(حقوق) ائتلاف چند شرکت با هم براى انجام امور انتفاعى، کنسرسیوم

۹

consociation

(association =) ـ شرکت، پیوند

۱۰

body corporate

(corporation =) ـ شرکت، شرکت سهامى

۱۱

partnership

انبازى، مشارکت، شرکاء