فرهنگ آریان‌پور

شرط بندی

#۱۲۷٬۲۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

wager

شرط بندى کننده

۲

betting

شرط بندى

۳

bet

(past: bet, betted ; past participle: bet, betted) ـ شرط (بندى)، موضوع شرط بندى، شرط بستن، نذر

۴

gamble

قمار کردن، شرط بندى کردن، قمار

۵

martingale

تسمه زیر گردن اسب، (دریانوردى) طناب یا زنجیر زیرین دکل یا بادبان، شرط بندى