فرهنگ آریان‌پور

شرشر کردن

#۱۲۷٬۲۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

gurgle

غرغره، شرشر، غرغره کردن، جوشیدن، شرشر کردن

۲

teem

پر بودن، فراوان بودن، بارور بودن، زائیدن

۳

babble

ور ور کردن، سخن نامفهوم گفتن، فاش کردن، یاوه گفتن، یاوه، سخن بیهوده، من و من