فرهنگ آریان‌پور

شرشر باریدن باران

#۱۲۷٬۲۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pour

ریزش، پاشیدن، تراوش به وسیله ریزش، مقدار ریزپ چیزى، ریزش بلا انقطاع و مسلسل، ریختن، روان ساختن، افشاندن، جارى شدن، باریدن