فرهنگ آریان‌پور

شرایط

#۱۲۷٬۱۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

term

مدت، دوره، دوره انتصاب، جمله، اصطلاح، عبارت، نیمسال، سمستر، ثلث تحصیلى، شرایط، روابط، فصل، موقع، هنگام، نامیدن، لفظ، شرط term ballgame

۲

qualification

صفت، شرط، قید، وضعیت، شرایط، صلاحیت، توصیف

۳

pass

گذشتن، عبور کردن، رد شدن، سپرى شدن، تصویب کردن، قبول شدن، رخ دادن، قبول کردن، تمام شدن، وفات کردن، پاس، سبقت گرفتن از، خطور کردن، پاس دادن، رایج شدن، اجتناب کردن، گذر، عبور، گذرگاه، راه، گردونه، گدوک، پروانه، جواز، گذرنامه، بلیط، گذراندن، تصویب شدن

۴

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)

۵

situation

موقعیت، وضعیت، جایگزینى، وضع، حالت، حال، جا، محل، موقع، شغل

۶

requirement

نیاز، لازم، مقرره، دربایست، نیازمندى، تقاضا، احتیاج، الزام، ایجاب، التزام