فرهنگ آریانپور
شدیدا
#۱۲۶٬۹۷۰
hotly
با گرمى، به طور گرم intensively
deathly
مهلک، فانى، مرگ وار
stinking
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
wickedly
نابکار، شریر، بدکار، تبه کار، گناهکار، بد خو، بدجنس
abysmally
ژرف، گردابى، ناپیمودنى
seriously
جدى، مهم، خطیر، سخت، خطرناک، وخیم
vigorously
پرزور، نیرومند، زورمند، قوى، شدید
desperately
بى امید، بیچاره، از جان گذشته، بسیار سخت، بسیار بد excruciatingly
stringently
سخت، دقیق، غیر قابل کشش، کاسد، تند و تیز، سختگیر، خسیس، محکم بسته شده