فرهنگ آریان‌پور

شدیدا

#۱۲۶٬۹۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

hotly

با گرمى، به طور گرم intensively

۲

deathly

مهلک، فانى، مرگ وار

۳

stinking

(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن

۴

wickedly

نابکار، شریر، بدکار، تبه کار، گناهکار، بد خو، بدجنس

۵

abysmally

ژرف، گردابى، ناپیمودنى

۶

seriously

جدى، مهم، خطیر، سخت، خطرناک، وخیم

۷

vigorously

پرزور، نیرومند، زورمند، قوى، شدید

۸

desperately

بى امید، بیچاره، از جان گذشته، بسیار سخت، بسیار بد excruciatingly

۹

stringently

سخت، دقیق، غیر قابل کشش، کاسد، تند و تیز، سختگیر، خسیس، محکم بسته شده