فرهنگ آریان‌پور

شدید کردن

#۱۲۶٬۹۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

keen

تیز کردن، شدید بودن، شدید کردن، نوحه سرایى کردن، تیز، پرزور، تند، حاد، شدید، زیرک، باهوش، مشتاق

۲

heighten

بلند کردن، بلندتر کردن، بالا بردن، زیاد کردن، شدید کردن، بسط دادن

۳

intensify

سخت کردن، تشدید کردن، شدید شدن

۴

exacerbate

بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن

۵

sharpen

تیز کردن، تیز شدن، نوک تیز کردن، تقلب کردن، تند کردن

۶

stiffen

سفت کردن، سخت کردن، شق کردن، سیخ کردن، خشک و مصنوعى کردن