فرهنگ آریان‌پور

شدید

#۱۲۶٬۹۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

acute

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)

۲

chronic

دیرینه، مزمن، سخت، شدید، گرانرو

۳

drastic

موثر، قوى، جدى، عنیف، کارى، شدید

۴

forcible

قوى، موثر، شدید، اجبارى

۵

exquisite

نفیس، بدیع، عالى، دلپسند، مطبوع، حساس، دقیق، شدید، سخت بسیار splitting باد یا جریان‌ آب‌ و غیره‌

۶

diametric

قطرى، شدید

۷

boisterous

خشن و زبر، خشن و بى ادب، قوى، سترک، شدید، مفرط، بلند و ناهنجار، توفانى

۸

stiff

سفت، شق، سیخ، مستقیم، چوب شده، مغلق، سفت کردن، شق کردن

۹

ferocious

وحشى، سبع درد

۱۰

sweltering

از گرما بیحال شدن، خیش شدن، هواى گرم عامیانه‌

۱۱

diametrical

درامت دادقطر، درطول قطر