فرهنگ آریانپور
شدید
#۱۲۶٬۹۳۰
acute
تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)
chronic
دیرینه، مزمن، سخت، شدید، گرانرو
drastic
موثر، قوى، جدى، عنیف، کارى، شدید
forcible
قوى، موثر، شدید، اجبارى
exquisite
نفیس، بدیع، عالى، دلپسند، مطبوع، حساس، دقیق، شدید، سخت بسیار splitting باد یا جریان آب و غیره
diametric
قطرى، شدید
boisterous
خشن و زبر، خشن و بى ادب، قوى، سترک، شدید، مفرط، بلند و ناهنجار، توفانى
stiff
سفت، شق، سیخ، مستقیم، چوب شده، مغلق، سفت کردن، شق کردن
ferocious
وحشى، سبع درد
sweltering
از گرما بیحال شدن، خیش شدن، هواى گرم عامیانه
diametrical
درامت دادقطر، درطول قطر